ساحل شمال ---------------- لینک دونی

Friday, May 28, 2004

بازداشت حسن زارع زاده ( دبير تشکيلات جبهه دموکراتيک ) کيانوش سنجری

کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی

اطلاعيه خبری تاريخ 8/3/1383

بازداشت در مقابل دفتر سازمان ملل

تعدادی از اعضای جبهه دموکراتيک ايران و جبهه متحد دانشجويی که ديروز
در اعتراض به روند بازداشتهای گسترده اخيروفشار به اعضای اين گروه دست به تحصن در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران زده بودند توسط نيروهای وزارت اطلاعات بازداشت شدند.

در اين تحصن که با حضور حسن زارع زاده ( دبير تشکيلات جبهه دموکراتيک ايران) کيانوش سنجری (سخنگوی جبهه متخد دانشجويی ) سعيد کلانکی (مسئول کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی) بهروز جاويد تهرانی و امين کرد( عضو شورای عمومی جبهه متخد دانشجويی ) برگزار شد نماينده ای از سازمان ملل در اين جمع حضور يافت و خواسته ها و اهداف آنان را از برگزاری اين تحصن جويا شد.

طبق آخرين اخبار رسيده اين 5 نفر هم اکنون تحت بازجويی مامورين وزارت اطلاعات قرار دارند.

گفتنی است اين 5 فعال سياسی قبل از بازداشت اعلام کرده بودند که در صورت دستگيری از همان لحظه اول دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی ضمن محکوم نمودن اين عمل اعلام ميکند که در صورت عدم آزادی اين 5 تن و ادامه روند بازداشتها تحصن اعتراضی خود را در طی روزهای آينده با حضور تمامی اعضای جبهه دمو کراتيک ايران و تشکلهای وابسته به آن و خانواده های زندانيان سياسی و به ميدان آوردن مردم ادامه خواهد داد.

کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی

komitedefa@yahoo.com

|| 1:50 PM

Wednesday, May 19, 2004

بايدبه اجراء طرح بازگرداندن افغانی ها وانسان ستيزی آشکارطالبان های حاکم برايران برعيه افغان هااعتراض کنيم!

 امير جواهری لنگرودی ۱۹مه ۲۰۰۴ amir-l@hotmail.com
 خبرکوتاه، ضد انسانی ودلخراش است:به گزارش روزنامه خراسان«مرتضی فندرسکی»مديرکل دفتراموراتباع ومهاجرين خارجی استانداری گلستان گفت:«سال۸۳، آخرين سال اقامت اتباع افغانی درکشوراست ومدت اقامت آنان ديگرتمديد نمی شود» همين خبربه گونه ی ديگردرروزنامه «گيلان امروز»بشرح زيردرج شده است:«طبق پروتکل امضاءشده بين جمهوری اسلامی، افغانستان وکميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل مقررشدکه اتباع کشورافغانستان تا پايان سال۸۳ به کشورخود بازگردند»(روزنامه گيلان امروز، شنبه ۲۹فروردين۸۳)متعاقب چنين تصميم ضدآدمی، مسئولين هراستان با تنظيم آيين نامه های اجرايی به پيشبرد اين طرح برآمدند!دراستان گلستان ميرفندرسکی درمصاحبه بارسانه های جمعی اعلام داشت:«درسال آينده اتباع افغانی نبايددراستان حضورداشته باشندوعنوان پناهنده وآواره نيزبه هيچ تبعه افغانی داده نمی شود» وی افزود:«اتباع افغانی می تواننددرسالجاری باکمک سازمان ملل متحد، تسهيلات بين المللی واستانداری، ايران را ترک کنند۰۰۰اين کمک ها شامل حمل ونقل خودواثاثيه منزلشان، کمک های نقدی وغيرنقدی، انتقال پس اندازشان ومعافيت عوارض گمرکی است(روزنامه خراسان، به نقل ازسايت، ايران فمينست تريبون)دراين زمينه محبی مديرکل اداره اموراتباع خارجی استانداری گيلان به خبرنگارگيلان امروزگفت:«درافغانستان ديگرامنيت نسبی حاصل شده است۰درضمن پناهنده کسی است که ازترس جانش ازحکومتش فرارکند اما حکومت جديد ديگرحکومت گذشته نيست وبه فکربازسازی کشوراست۰هم اکنون درافعانستان امنيت برقرارشده وماکسانی رامی توانيم به عنوان پناهجوبپذيريم که به خاطرترس جان ازحکومت خودفرارکند ولی باآمدن آقای کرزای حکومتی ايجادشده که مردم ازآن حمايت می کنندوديگرترسی ازآن وجودندارد»بدين ترتيب درگيلان طبق آيين نامه تنظيمی:«ورودواقامت اتبارخارجی، هرخارجی که بخواهددرايران اقامت نمايد مکلف است ظرف هشت روزازورود به ايران خودرابرای تحصيل اقامت به مراجع انتظامی معرفی نمايد۰»(روزنامه گيلان امروز، شنبه۲۹فروردين ۸۳)متعاقب چنين نقشه مندی همه جانبه، مسئولين استان، فرماندهی انتظامی گيلان سرگرد چمنی وارد صحنه گرديد وخبرداد:«مسئولين اماکن عمومی وخصوصی و صاحبان يا متصديان اماکن شخصی موظفند، توقف هرتبعه خارجی راکه يک شب يابيشترنزدآنها توقف نمايد ظرف۲۴ساعت پس ازورود اتباع خارجی به مراجع انتظامی محل اطلاع دهندوفهرست اسامی خارجيان دردفتری که درمراجع انتظامی تنطيم شده است تمرکزخواهد يافت وازلحاظ اين آيين نامه، اماکن عمومی به هتلها ومتلها، مسافرخانه ها، پانسيونهاوبه طورکلی به همه اماکنی که به نحوی ازانحا مسافرمی پذيرند، اطلاق می شود ودراين خصوص فرمهای مخصوص اعلاميه ورود مسافرين توسط مراجع انتظامی تهيه شده ودراختياراماکن عمومی گذارده می شود۰»فراترازاين سرگرد چمنی رئيس مرکزانتظامی گيلان هشدارمی دهد:«هرگاه بيگانه بدون هماهنگی مبادرت به ازدواج با اتباع ايرانی بنمايند به حبس تاديبی ازيک تا سه سال محکوم می گردد» پس آنگاه ايشان(چمنی)سراغ کارگاه هاو کارفرماها می رودوابلاغ ميکند:«براساس ماده ۱۸اين آيين نامه، کارفرمايی که اتباع بيگانه راکه فاقد پروانه کارندويا مدت اعتبارپروانه کارشان منقضی شده است به کارگمارندويااتباع بيگانه رادرکاری غيرازآنچه درپروانه کارآنها قيدشده است، بپذيرند ويادرمواردی که رابطه ی استخدامی تبعه ی بيگانه باکارفرما قطع می گردد مراتب رابه وزارت کارواموراجتماعی اعلام ننمايندبا توجه به شرايط وامکانات خاطی ومراتب جرم به مجازات حبس از۹تا۱۸۰روزمحکوم خواهندشد»(روزنامه گيلان امروز، شنبه۲۹فروردين۸۳) همين حدازداده هاخبری، نشان ازتهاجم ايلغارانه وپاک سازی قومی توسط حاکمين طالبان صفت جمهوری اسلامی ايران می دهد!پرسش اين است که درافغانستان چه چيزی درحق زنان عوض شده است؟ چه چيزی درحوزه کارگشايی برای ميليونها افغانی حل شده است؟تجاهم به حقوق خارجی های مقيم ايران (افغانها_بنگلادشی ها_عراقی هاو۰۰۰)درايران تازگی ندارد۰هرازچندی که جامعه با بحران هزارتوی حاکميت گره می خوردوهمه چيزدربرابرآنها قدعلم می کند۰ترجيح می دهندکه اذهان رامنحرف کنندوخارجيان راعامل گسترش بيکاری، فقر، دزدی، ناامنی ورواج دهنده فساد درکشور معرفی کنندوبا مصوبه کردن آيين نامه ها، اخطاروتبليغات آنچنانی دربوق وکرنای خود می دمند:اگراينهارا بيرون کنند همه چيزحل می گردد!!دردوره اخيردراستان گلستان، گيلان چنين کردند، سرگرد چمنی فرماندهی انتظامی گيلان برای تحريک احساسات مردمی وايجاد تنشهای محلی درجامعه:«بعدازجنايات اتباع خارجی، توزيع وترانزيت مواد مخدر، انجام جاسوسی وسرقتهای مسلحانه توام باقتل، تجاوزبه عنف، آدم ربايی واشاعه منکرات راازديگرتبعات منفی حضوربيگانگان درکشورمعرفی کرد»(رونامه گيلان امروز، همان ماخذ پيشين)پرسش اين است:آياجرم وحادثه آفرينی چندده ياچند صدنفرازافغانی هاوخارجی های مجرم کشوررا درقبال اين همه فضاحت، جنايت، دزدی، وجود مافياوآقازاده ها سرگردنه، قتل هاوتصادفات رانندگی، اختلاس های آشکارپرسنل اداری وانتظامی، اعتيادوفحشاوچپاول نهاد های کوچک وبزرگی که درجامعه ۷۰ميليونی ايران هرثانيه، دقيقه، ساعت وروزحادث می گرددوبخش کمی از آن همه،اخبارش درسطح مطبوعات مجازانتشارمی يابد، رابايد به حساب آمدن دوتاسه ميليون افعانی وديگرخارجيان گذاشت؟بعضی ها جلوترمی روند ودلايل رشد فقرايرانيان رابه نوعی به حضورچند ميليون افغانی درايران ربط می دهند وبرای اخراج افغانها چنين دليل می آورند که اين اخراج برای توجه بيشتربه مردم کشورخودمان است!

 اين مسخره ترين نگاه، اتهام، بی پرنسيپی برای لاپوشانی اين همه جرم وجنايت رژيمی است که خودعامل بيکاری، فقر، بی خانمانی، فحشا، آواره گی، جنگ، سرکوب، دستگيری، زندان، سنگسار، شلاق، اعدام، آدم ربايی ومافيا هزارفاميل است وما هرروزه شاهدبه قهقراه رفتن توده عطيم جوانان، زنان وبيکاری ميليونی کارگران وخودکشی هاوآدم فروشی هاوتن فروشی کودکان دختروپسرهستيم!

 من وما می پرسيم:اگراين افغانی هاوديگرخارجی هادرايران مقيم نبودند، اساسا محروميت وفقر، فسادوتباهی، بيکاری واخراج، گرانی وبی خانمانی وخود فروشی وخودکشی هاودهها معضل ديگراجتماعی ازکشور۷۰ ميليونی مارخت برمی بست؟!وجامعه اسلامی با شريعت ناب محمدی گلستان می شد؟ امری که درافغانستان به نام اسلام وطالبان به جان، مال وناموس وزندگی مردم افتادند!

 وقتی مسئولان استان گيلان ازجمله:حسينی،معاون سياسی امنيتی استانداری گيلان ومحبی، مديرکل اداره اموراتباع خارجی استانداری و چمنی فرمانده انتظامی می گويند:«شرايط زندگی درافغانستان پس ازجنگ مهيا شده است وديگرافغانهاپناهنده محسوب نمی شوند وبايد به کشورخود بازگردند»(روزنامه گيلان امروز، ماخذ پيشين)واقعا ازوضعيت امروزافغانستان خبردارند؟

 مراجعه به گزارشات سازمان عفوبين الملل، نشان می دهدکه درافغانستان چيززيادی تغييرنکرده است۰دراين گزارش آمده است:بيش ازدوسال ازسقوط رژيم طالبان درافغانستان هنوززندگی روزمره اکثرزنان دستخوش سرکوب وخشونت است و۰۰۰عدم گسترش وتثبيت حيطه قدرت دولت موقت درخارج ازکابل يکی ازدلايل عدم حاکميت قانون وهرج ومرج جاری دروسيعترين بخشهای افغانستان می باشد۰برای اکثرزنان عملا امری محال وغيرممکن است که ارائه تردد نمايند۰حتی زنان عضو هئيتهای اعزامی ازجانب«لويا جرگه»که سعی دردفاع ازحقوق زنان دارندتوسط گروههای مسلح مورد تهديد قرارمی گيرند۰دراين وضعيت نه دولت ونه نيروههای بين المللی مستقردرافغانستانISAFدست به هيچ اقدامی برای حمايت ازمدافعين حقوق زنان نمی زنند۰تهديدوخشونت متوجه زنان تادورترين زوايای زندگی خصوصی شان رخنه نموده است۰»(مقاله:حضورخشونت دايم درزندگی زنان، نشريه ماهانه سازمان عفوبين الملل، نويسنده مارگارته ياکوب ترجمه:عزيزفولادوند»

 وقتی بحث اخراج ودپورت است، بحث پاک سازی قومی است وامرتهاجم افسارگسيخته به انسانهای ايست که ازسربی پناهی وعدم امنيت، کاريابی، ورهايی ازخفقان به جايی پناه می برند، وقتی باقوانين دست وپاگيردولت ها روبرومی شوند۰ مشابه همان ادعاوبرخوردی ايست که امروزدرکشورهای اروپايی نظير:هلند_فرانسه_بلژيک_سوئد_کانادا_انگليس_آلمان و۰۰۰ درصدداخراج صدهاوهزاران هزارپناهجوی ايرانی، افغانی، عراقی وجای جای جهان روبروهستيم همه اين دولتهادربرابرعدم پاسخگويی به بحران فزاينده سرمايه داری کشورها ی خود، عامل هجوم خارجی رابرجسته می کنند۰رشدراسيسم وخارجی ستيزی ازدل چنين هنگامه ای درجامعه غرب گسترش يافته ومی يابد
۰
 درخارج از مرزها، ماامروزباموج وسيع تهاجم به زندگی هزاران پناهجويی روبروهستيم که باتحصن، اعتصاب، دهان بستن، تجمعات خيابانی، اشغال دفاترپناهندگی برای وصول حق پناهجويی به همراه فعالين سازمان هاواحزاب، آزاديخواهان جوامع ميزبان برای ماندن دراين جوامع به تلاش و پيکار مشغولندتابه جهنم جمهوری اسلامی وافغانستان کرزای برگردانده نشوند، همه فرياد برمی آورند وايران راناامن اعلام می دارندوبر زبان می رانند مابدين جانه پی حشمت وجا، بلکه به پناه آمده ايم!وقتی چنين تهاجمی به زندگی انسانهاوحق ماندنشان دراين جوامع، مارا متاثرمی سازدوبه عکس العمل وا می دارد

 آيازمينه چنين پيکاروکاری درايران مختنق برای افغانی هاوديگرخارجی يان پناه آورده به ايران ميسراست که خود به اعتراض برخيزند؟ امروزدولت باوضع قوانين ضد انسانی، امکان کاروزندگی وحق مدرسه رفتن وجاگرفتن درجامعه رابرای افغانی ها وديگرخارجيان دشوارکرده است۰برماست که به اعتراض بنشينيم!

 آزاديخواهان ايرانی درداخل وخارج ازکشوربايددربرابر، حق تساوی شهروندی وتهاجم افسارگسيخته خرافه قوم پرستی وبرتری مليت و پاکسازی قومی دربرابرفرامين سران نظام، اعتراضی عمومی ويک پارچه را درهرکجای جهان ودرون کشورسازمان دهند وازحق شهروندی يکايک افغانی ها وخارجيان مقيم کشور، به دفاعی همه جانبه اقدام ورزيم!

|| 5:23 AM

روز داوری!سيمرغ، آفتابکاران و نيما راشدان!اميد حبيبی نيا

OmidHabibinia@hotmail.com
انقلاب پرشکوه سال 1357 برای کسانی که آن قدر بالغ بودند
که بتوانند عظمت و رسالت آن را درک کنند، يکی از فراموش
نشدنی ترين و در عين حال تاثير گذارترين وقايع تاريخ معاصر کشور
ماست.
يکی از اصلی ترين يادگارهای اين انقلاب پرشکوه ضد سلطنتی/ترقی خواهانه، به رخ کشيدن تجربه ای بس گرانبها و البته با يادآوری شکست تاريخی اين انقلاب بس دريغ برانگيز است.
تجربه چگونگی آغاز يک انقلاب، گسترش آن و سرانجام اتحاد نيروها و طبقات ترقی خواه در برابر رژيم کودتايی پهلوی و مقابله با وحشی گری ها و کشتار ها و سرکوب های حکومت نظامی اش، رفتن در کنار فراموش کردن تئوری و استراتژی انقلاب و تسليم شدن در برابر فرصت طلبی عقب مانده ترين اقشار جامعه برای به انحراف کشيدن و سرانجام به شکست کشيدن آن انقلاب غرور آفرين!
از همين روست که اگر فرض کنيم ما هم اکنون در آستانه يک انقلاب پرشکوه ديگر قرار داريم بايد نيروهای بالفعل و بالقوه انقلابی را به سوی بهره گيری از تجارب انقلاب سال 1357 سوق دهيم.
انقلاب سال 1357 چون آينه ای در برابر ما برای درس آموزی از گذشته رخ می نمايد. آن انقلاب به خوبی اثبات کرد که بدون يک نيرو و جنبش سياسی مترقي، بدون طبقات انقلابی آگاه و مسلح به تئوری انقلابی و بدون سازماندهی و بدست گرفتن ابتکار عمل و هشياری دائمی برای مقابله با موج سواری ضد انقلابی که با بهره گيری از ابزارهای تخدير و باورهای عاميانه در صدد قبضه کردن قدرت به سود خود و منافع خود هستند و سرانجام بدون پاسداری مسلحانه از دستاوردهای آن و بدون تن دادن به سازش و دسيسه و تسليم، هر انقلابی حتی با عظمت انقلاب ايران که فوکو آن را يکی از نمونه های دگرديسی در ژئوپلتيک بين المللی می خواند، نيز شکست خواهد خورد.
از همين روست که درست در همين هنگام بايد نسل پس از انقلاب را با تجربه های انقلاب سال 1357 و مخاطرات پيش رو آشنا کرد و درست در همين هنگام است که بايد ماهيت شعار های عوام فريبانه ای چون "جبهه متحد" و يا "امروز فقط اتحاد" را به خوبی آشکار کرد و به آگاه کردن هر چه بيشتر نسل جوان پرداخت؛ زيرا شکست تلخ و فاجعه بار انقلاب سال 57 که با سرکوب و کشتار، جنگ، آوارگي، تبعيد و مصائب بسيار برای مردم ما همراه بود، نبايد بار ديگر تکرار شود. نسل جوان بايد به درستی از نقش مزورانه و فرصت طلبانه روح الله خمينی و اطرافيانش در جريان انقلاب 57 آگاه شود و مانع از آن شود که بار ديگر اين نقش توسط افرادی ديگر در لباس های متفاوت از شاهزاده خود خوانده تا رهبر خود خوانده و يا هر نيروی ارتجاعی و توتاليتار ديگری حتی تحت پوشش چپ تکرار شود.
اما درست در همين هنگامه است که رژيم دست به کار می شود؛ دستگاه های اطلاعاتی رژيم به خوبی اين نکته را درک کرده اند که نسل جوان امروزين تا زمانی که چشم اميد به خارج دوخته باشد هيچ خطری جمهوری اسلامی را تهديد نمی کند. اما آن ها از روز 18 تير سال 1378 ناقوس های مرگ را پرطنين تر درگوش های خود شنيده اند؛ آن ها دريافته اند که اگر اين شورش های خود به خودی مهار نشود و به يک روند رو به اوج بدل شود، اگر اين شورش ها با اعتصابات سراسری سياسی همراه شود و اگر هسته هايی از جوانان آگاه در هر محله به استمرار و سازماندهی اين حرکت های اعتراضی ياری رسانند، ديگر بايد خود را برای مراسم فاتحه حکومت شان که با هزار مصيبت می کوشند به اتحاديه اروپا، آمريکا و جهان ثابت کنند که پايه های قدرتش مستحکم است، آماده کنند.
از همين روست که با تمام توان می کوشند تا نسل جوان را از تجربه های دهه 50 دور کنند.
پشت سر هم کتاب هايی پر از اطلاعات جعلی و تحريف شده عليه چريک های فدايی خلق ايران در می آورند. پشت سر هم دستور توقيف آثاری را می دهند که به نوعی به تجارب انقلابی دهه 50 راه می برند (حتی امسال در به اصطلاح نمايشگاه کتاب شان کتاب شعری را که عنوانش "چريک های جوان " بود توقيف کردند) و سرانجام در اقدامی بی شرمانه اکنون می خواهند بقايای آرامگاه جان باختگان مبارزات چريکی و انقلابی دهه 50 عليه حکومت کودتايی شاه را نيز به مدد شهردار حزب الله خود ويران کنند!
و درست در اين هنگامه است که نيما راشدان از پايان تاريخی انقلاب 57 سخن می گويد و از مرگ سيمرغ!
نوشته نيما راشدان البته می توانست لحن ديگر و تعبير ديگری بيابد، اگر او به جای در هم آميختن وقايع تاريخی برای اثبات "مرگ انقلاب" به تحليلی برای درک وضعيت کنونی می پرداخت. اما بازخوانی نوشته نيما راشدان ما را به اين جا می کشاند که او در پی اين موزائيک ها و تصاوير پراکنده در پی آن است که اساس "انقلابی گری" را زير سوال ببرد.
بايد يادآوری کنم که: من با نيما راشدان در روزنامه " صبح امروز" همکار بودم؛ نوشته های من توسط دبير سرويس سياسی روزنامه که از قضا روزگاری با هم مجله " دوران " را در می آورديم سانسور می شد و من همانند سال هايی که تازه از زندان آزاد شده بودم فقط اجازه داشتم مقاله هنری و علمی بنويسم!
او ظاهرا با آزادی بيشتری مقالاتش را می نوشت؛ آشنايی قبلی من با دبير سرويس سياسی اما سبب شده بود تا وی با هشياری بيشتری نوشته های مرا سانسور کند!
نيما راشدان با اين نوشته ها شايد مشابه برخی سينمايی نويسان چند روزی انفرادی و شکنجه که سهميه مقرر هر روزنامه نگاری اعم از مخالف خوان يا بی طرف در جمهوری اسلامی است، رو به رو می شد. اما به موقع بار سفر بست و راهی زوريخ شد. طبعا در زوريخ بلافاصله از سوی يک جريان جنجال برانگيز به عنوان جاسوس و مزدور جمهوری اسلامی معرفی شد که گويا سرانجام کار به شکايت و دادگاه هم کشيد!
به اين ترتيب نيما راشدان به خوبی می داند که با اين نوشتار هايش در چه جبهه ای جای می گيرد؛ هر چه که باشد (برای من که من نيما راشدان را همکار خودم و نه تحت تاثير پارانويای برخی مدعيان مبارزه، مزدور می دانم ) به سختی می توان او را در جبهه ترقی خواهی قرار داد. اما کسانی که يکسره به انکار تمام نوشته های او می پردازند نيز به خطا می روند. نگاه وی به نسل جوان ايران چندان هم دور از واقعيت نيست؛ اما مساله اين جاست که اين تنها يک رويه واقعيت است.
درست است که جوان (بين 17 تا 35 سال) طبقه متوسط مرفه، يعنی همان مشخصه خود نيما راشدان، در پی برآوردن کامروايی های روزمره زندگی خود است. اما همين جوان نيز به سرعت به ساير جوانان طبقات محروم و تهی دست خواهد پيوست. نظير اين اتفاق نه تنها در سال 57 رخ داد (واگر نيما راشدان به دليل جوانی آن روزگار را به خاطر نمی آورد) بلکه در سال 78 نيزدر جلوی چشمان همه ما رخ داد. روز بيست و يکم تير ماه سال 78 در ساعت دو بعد از ظهر در تحريريه روزنامه " صبح امروز" همين بحث جريان داشت. هنگامی که ديگران نگران حمله حزب الله به روزنامه بودند، ما دور يک ميز شلوغ در طبقه دوم ساختمانی در هفت تير جمع شده و در حال تحليل اين موضوع بوديم که آيا اين خيزش به يک انقلاب ختم خواهد شد؟ اگر چه ما به درستی هم ديگر را نمی شناختيم اما به جرات می توانم بگويم که شوق يک انقلاب در دل همه ما زبانه می کشيد.
يک نمونه ديگر سينا مطلبی است؛ جوانی هم سن و سال نيما راشدان که سابقه همکاری (و شايد دوستی) من با او به سال ها قبل بازميگردد. اما من هرگز تصور نمی کردم که او تا اين حد به "آفتابکاران" دل بسته باشد که شبی که می خواهد فردايش به بازجويی برود به سختی بتواند آن را از حافظه کامپيوترش پاک کند. در نوشته های او هم برخلاف نوشته های من کمتر می شد ردی از اين دلبستگی های چريکی! يافت.
پس آيا سيمرغ مرده است؟
به نظر می رسد که تجربه های دهه پنجاه آن چنان تاثير گذار بوده است که حتی سه دهه بعد نيز جوانان متولد همان سال ها را نيز شيفته خود ساخته است.
از سوی ديگر نيما راشدان در اين نوشته خود از چپی سخن گفته است که برای بسياری از ما متولدان دهه چهل ناشناخته است. چپی که سر بر دامن آيت الله ها گذاشت؟!
کدام چپ؟ آيا نيما راشدان حزب توده و فدائيان اکثريت را مظهر چپ فرض می کند يا چپ های انقلابی که از همان روزهای نخست ناچار شدند در برابر جمهوری اسلامی سنگر بگيرند و بار ديگر به سلول های آشنای زندان های شاه بازگردند و يا هزار هزار شبانه به جوخه تيرباران کشانده شوند يا در کردستان و ترکمن صحرا و خوزستان و ... سنگر بگيرند؛ کدام چپ؟
روايت نيما راشدان از واقعه سياهکل نيز روايتی مغشوش است، که می توان آن را به حساب فقر اطلاعاتش در اين زمينه گذاشت (هم چنان که در نامه ای خصوصی به او در زمينه ديگری يادآوری کرده ام که چون در دهه 60 در جريان فعاليت های سياسی نبوده است، بايد با دقت بيشتری اطلاعات مربوط به دهه های 60 و 50 را مورد بررسی قرار دهد)؛ اما نبايد فراموش کرد چپ ايران نتوانست به دلايل مختلف نقش تاريخی اش را در برابر ضد انقلاب نوظهور ولايت فقيه به خوبی ايفا کند و مقاومت اش در برابر آن با شکستی سهمگين روبرو شد. شکستی که تجربه ای خونبار را در برابر فعالان انقلابی قرار داده است.
نيما راشدان بار ديگر به طبقه خود و محمد قوچانی باز می گردد و تصور می کند که جوانی که مثلا در يک مصاحبه با يک روزنامه نگار خارجی از يک ستاره هاليوودی به عنوان هنرمند محبوبش نام می برد، نمی تواند انقلابی باشد. نيما راشدان روزهای تير ماه سال 78 در اطاق کناری من در روزنامه بود. آيا او آن روز ها را که همين جوان ها در کنار اکثريت جوانان زير خط فقر به پاخواستند و از حزب الله، بسيج، گارد، سپاه، اطلاعات و رگبار گلوله نهراسيدند فراموش کرده است؟
يا می خواهد که فراموش کند؟
او تصور می کند که جوان ايرانی همانی ست که به دنبال خوشگذرانی های روزمره و بدوی خودش است؛ جوانی که دائم بين ايران و اروپا و آمريکا در رفت و آمد است.
چلوکباب ش را در شميران می خورد پارتی هايش را در لواسان برگزار می کند، لباس ش را از شانزه ليزه ميخرد، کنسرت ش را در لوس آنجلس می رود، نايت کلوبش را در زوريخ می رود و سينمايش را در لندن!
نه همکار من! اين نسل جوانی که شما از آن سخن می گوئيد اقليتی کوچک است. آن نسل جوان سی و پنج ميليون نفری که آينده ايران را رقم خواهند زد اگر هم علی اکبر صفايی فراهانی را نشناسند، روزی ناچار خواهد شد چون او با قدرت رو در رو شود.
به نظر من انقلاب ايران نه سيمرغ که ققنوس است.
آن روز که بار ديگر ققنوسی ديگر به پرواز در آيد خواهيم ديد که علی اکبر ها، مرضيه ها، آذر ها، بيژن ها، صبا ها و مسعود ها چه فراوان اند در اين سرزمين زيبای ما.
و...آن روز، روز داوری ست!

www.freebatebi.com
ناکجا آبادی که وطن من نيست
27 اردی بهشت 1383

|| 4:40 AM

Wednesday, May 12, 2004

نگذاريم بم فراموش شود(قسمت هشتم)
 يادازدست رفتگان بم راگرامی بداريم، رفته گان بم رادريابيم!

 اميرجواهری لنگرودی۱۳مه۲۰۰۴ amir_l@hotmail.com
 مابه تقريب هرده سال بايک‌‌‌‌زلزله مهيب وويرانگردرسطح بوئين زهرا، طبس درنظام پهلوی ها وزلزله رودبارومنجيل وبم درحاکميت جمهوری اسلامی روبروگشته ايم۰ وقتی به ياد روزهای اول اين فاجعه های غيرقابل گذشت می افتيم ونقش آفرينی مردم ازسراسرايران وجهان رادرمقابل ديده گانمان مرورمی کنيم۰همواره دربرابراين همه گذشت وايثارانسانی، بی قيدی مسئولان همه وبه عينه وبه مانندخود فاجعه جان آدمی را می سوزاند
۰
 درزمين لرزه بم عمق اين فاجعه ازهمه جانگدازتراست۰مردم فرياد می زدند، بی توجهی به مردم غيرقابل گذشت است۰چراکاری صورت نمی گيرد؟چرادولت بی عمل بوده است ودهها چرای ديگر۰۰۰؟ هرچند که درابتداءامر، مسئولانی ازنوع موسوی لاری رئيس ستاد بحران برزبان می راندند:«بی برنامه گی وعدم هماهنگی درروزهای اول پس ازفاجعه طبيعی است»(روزنامه شرق، پنجشنبه۱۱ دی۱۳۸۲)ولی بعد ازگذشت بيش از۴ماه از۵دی۸۲به اين سو، امروزحدود ۱۴۰روزازواقعه سخت وکشنده زمين لرزه بم می گذرد۰هنوزآجرروی آجربند نيست۰ رسيديم به اولين روزهای دلتنگی مردم۰ ازنداری، بی خانه مانی، آواره گی، گرسنه گی، تشنه گی، وازهمه مهمتربلاتکليفی ودلنگرانی ازآينده کاروادامه اسفبارزندگی خودوفرزندانشان!

 تنهابه چند نمونه آزاردهنده ازاظهارات وداوری رها شده گان ازآوارغم واندوه بم راازگزارش مفصل وزنده وشجاعانه خانم فرزانه راجی راديگربارمرور کنيم :

 «مردی سرتاپاسياه پوش مدام حرف می زدونمی گذاشت ديگران حرف بزنند۰بايدحرف هايش را می گفت:می خواهم بگم شهرروخراب ترکردندکه درست ترنکردند۰گردوخاک نداشتيم حالا همه شهرگردوخاک شده، نه جايی يک اسکانی به ما دادند، سه(۳) متردرپنج(۵)متر، اسمش پيش ساخته است۰حالااگربخواهی فيلم برداری بکنی يک چيزقشنگ وخوشگلی رونشان ميده، وقتی بيايين داخلش می بينی چيه، سيصد مترساختمان داشتيم، يخچال داشتيم، فريزرداشتيم، ولی بازازگرما می پختيم۰حالا توی يک اسکان۳۰متری چکاربايد بکنيم؟نه وسيله داريم، نه غذا داريم، مگرما جلوترآب نمی خورديم، گوشت نمی خورديم، تخم مرغ نمی خورديم، دوتا لوبياوعدس چه بکنيم؟آب آشاميدنی نداريم، مسئول بهداشت آزمايش ميکند، ميگه؛ بهداشتی نيست۰مديريت ميگه؛ بخوريد۰الان اين آبی که می خورند همه مريض شدند۰درددل ودل پيچه واسهال واستفراغ نزديکه دوماهه که شايع شده۰من همين امروزخودم باماشين ازروستای نظام آباد يک خانم مريض راآوردم، کسی منتظرسئوال نبود، همه توحرف همديگرمی دويدندويک عالم حرف داشتند۰۰۰»(گزارش خانم فرزانه راجی، باعنوان«فاجعه بم تمام نشده است»، تاريخ۱۱ارديبهشت۸۳) درجای ديگراين گزارش آمده است:«الان درحال حاضرکه۴ ماه اززلزله می گذره، کاشکی برای جوان ها حداقل کاری می کردند۰۰۰با هزينه هايی که اين NGOدربم کرد، حداقل برای نصف جوان های بم می شد، امکانات رفاهی بسازند۰ولی عده ای فرصت طلب آمدند NGO ژاپنی رخنه کردند۰پول اين ها را همه اش مسواک وخميردندان وخمير ريش، صابون وياچادرنمازهای مشهد، دانه ای هزارتومان خريدند، هرخانواده ای ده تاازاين چادرهادادند۰هرآدمی۳۲ تادندان داره، برای هردندانش ۱۰تامسواک دادند، طول هفته، پنج روزش رامسواک وخميردندان پخش می کردند۰۰۰به هرحال عده ای بودند، يابه عنوان مترجم بودند، يابه عنوان راهنمابودند، به هرحال افرادی که دورشان بودند۰همان هامی رفتند درمشهد چادرنمازحراجی ازدورحرم می خريدند۰ الان شما باورمی کنيد، فکرکنم به هرکس صددست چادر، لباس، لباس زيرزنانه ومردانه دادند۰تمام اين پول هاراازاين چيزهاخريداری کردند۰حالامی توانستندداخل اردوگاه يک امکانات ورزشی راه بياندازند، امکانات رفاهی راه می انداختند۰۰۰» درجای ديگری ازگزارش، بازدرزمينه اصراف وولخرجی مقامات محلی ازمنابع مالی جمع آوری شده مردم آمده:«فرماندارآقای شفيعی توی خود روزنامه(اميد)يا(ندای فجر)کتبی وهم شفاهی صحبت کردندکه:«من روزی۲۳۰ ميليون ريال فقط آن معدنی دارم می خرم، پخش می کنم-» موقعی که ايشان صحبت کردند، اينجا جلسه ای بود، من مطرح کردم، گفتم:«به اين آقاکه می گويد من روزی۲۳۰ميليون ريال آب معدنی می خرم ودرسطح شهرپخش می کنم، بگوييد:بيايداردوگاه وحدت که زيرنظروزارت کشوراست زيرنظرفرمانداراست۰ما۵۰روزاست آب معدنی نداريم، حالابا همين هزينه خريد آب معدنی۵۰روزکه به ماندادند، می توانستند يک تصفيه خانه آب بزنند، تمام بم راآب تضفيه شده می دادند۰ روزی ۲۳۰ميليون هم ندهندآب معدنی ازشيرازبياورنداينجا»(گزارش فرزانه راجی، ماخذ پيشين)،همين حد نشان ميدهد که ادعاها، قول وقرارها، همه و همه به وعده سرخرمن بدل شده است۰مسئولين محلی ومنطقه ای وقتی حضورمردم وداوری آنان، درقبال کمکها وياری مردم سراسرايران وجهان رابرزبان می رانند که اين همه پولها به کجا رفته، چه شده وچرا هزينه نمی کنند؟ هيچ وزيرومقام مسئولی حاضرنيست به مردم بم ودنيا حساب پس دهند۰ولی درمقابل ديده می شودکه مقامات استان باوقاحت تمام برزبان می آورند، مردم بم پرتوقع اندوازدولت بيش ازتوانش کارمی خواهند! استانداراستان کرمان ميگويد:«متاسفانه رسانه های گروهی بابزرگ نمايی کمک های نقدی وجنسی مجامع داخلی وبين المللی سطح انتظارات وتوقعات ساکنين اين منطقه راآنقدر بالابرده اند که بسياری ازآنان تاکنون معتقدند، می توان با اهدای اين ميزان کمک ها حداقل دوشهربم ساخت!»(مطبوعات استان، يکشنبه۱۷اسفند۸۲)آری اگرميزان کمک های نقدی وجنسی درهمان حد اعلام شده درمطبوعات فهرست برداری گرددودرحديک حسابرسی کارشناسانه مورد داوری وبازبينی قرارگيرد، باواقع نگری وبی غرضی می توان ادعاکرد:که حق بامردم بم است وبايددرسطح جهان به دادخواهی اين مردم مظلوم ومحروم برآمدوچنين نظام دزدوديوصفتی رابيش ازپيش مفتضح کرد!درحالی که دکترعباس اسماعيلی رئيس شورای اسلامی بم اعلام کرد:«درصورت که مسئولان بهداشت ودرمان شهرستان بم کنترلی بررونق وضعيت بهداشتی ۴۰۰روستای اطراف بم نداشته باشند، احتمال شيوع بيماری وبادربين زلزله زدگان زياداست ويابراثرکندی کاراسکان وآواربرداری، مردم بم درچادرها نگران وکم حوصله وجوانان نيزازبيکاری کلافه شده اند»(سايت اخبارروز، چهارشنبه۲۶فروردين۸۳)بايد پرسيد:اين نگرانی، کم حوصله گی، کلافه گی ودلشوره مردم بم ازچيست؟مردم ازهمه سودرفشارند۰گرمای هوا، نداشتن کولروچادرمناسب ازيک سو، بيرون آمدن ماروعقرب ازسوراخهايشان، ازدياد شديد موش درشهر، ناکافی بودن سرويس های بهداشتی، بروز بيماريهای عفونی نظيرحصبه، وبا، بيماريهای پوستی ازسوی ديگروحرکت لاک پشتی دولت ودخالت گری نيروهای امنيتی درجلوگيری ازپيشرفت کارانسانی نهاد های مستقل مردمی به آن چنان مانعی بدل شده است که امکان هرنوع پيشروی وبهبود رابطه ای راکورکرده است!!!

 امروزکه بيش از۴ ماه ونزديک به ۱۴۰روزازگستردگی اين فاجعه وکمک های بی شائبه مردمی ازخارج وبويژه ياری بيدريغ مردم داخل واعتبارات ابلاغ شده ازمحل بودجه وپروژه های گوناگون می گذرد، بايدروشن گردد، چه کس وکسانی مسئوليت پاسخگويی به مردم رادرجهت هزينه کردن ارقام نجومی اين کمکها برعهده می گيرند؟چگونه ميتوان برگرده مردمی جاگرفت که هنوزدرقبرستان ها زوزه قبرشده گان خودرا می شنوندوبراين باورند که:«ماحدس می زنيم که حتی امکان داردعده ای زنده دفن شده باشند»مردم می گويند:«توی اين سرزمين تمام دختران جوان، پسران جوان، پيروحتی کودکان هرشب وهرروزخواب مرگ ديده اندومی بينند۰کابوس مرگ، کابوس هرروزه وهرساعت همه ماست۰اگرغيرازاين باشد، عجيب است»(ازگزارش فرزانه راجی، ماخذ پيشين)آيافرياد رسی است؟!مردم پاسخ می دهند:«آخرين حرف ما اين است:اگرمی خواهند کمک کنند، درست کمک کنند، اگر نمی خواهند خيال ماراراحت کنند۰مگرخودمان چلاقيم۰خودمان شهررابسازيم. ياشهروتخليه می کنيم، می ريم۰۰۰!»(گزارش فرزانه راجی، ماخذ پيشين) همين حد ازبی سپاسی مقامات، دزدی، بلبشويی، آشفتگی مالی وبی سامانی ارائه گزارشی ازکمکهای ارسال شده به زلزله زدگان بم، برآنم داشت تادرلابلای مطبوعات، تنها سطوح اعلام شده کمکها رادرفهرست بالا بلندی جمع آورم که_درشماره های بعدی انتشارمی يابد_ تا همگان رابه چاره جويی حول اين ارقام درسطح جهان ودادخواهی ازمظلوميت اين مردم فراخوانم
۰
 همين حدازمسئوليت شناسی مارا برآن می دارد، که هم زمان وهم زبان با مردم بم فرياد برآوريم:«ماخواستاراين می باشيم که ليستی ازکليه ی اقلام اهدايی جهانی که به وسيله ی کشتی_هواپيما_جاده های ريلی وغيرريلی جهت کمک به مردم بم وارد ايران شده ودرانبارهايی درمرزهاواستان کرمان درحال نگهداری است، تهيه ودراختيارمردم بم قراردهند»(نامه مردم بم به مجلسيان ، بهمن ۱۳۸۲)

 آری برای ما که دراين سوی جهان ودربرابرکليت اين نظام ضدانسانی قدبرافراشته ايم وازدستگيری وزندان وشکنجه وشلاق رهاييم۰اين حداقل کاری استکه می توانيم با حفظ باورهاواعتقادات خود، درکارزاری انسانی وهمه جانبه ودرسطحی سراسری، با بکارگيری همه توانايی هاوظرفيت های خويش وبا ايجادستاد هاوکميته هاوانجمن های محلی باعنوان:(نگذاريم بم فراموش شود!) برای همصدايی بامردم بم برزبان آوريم که اين همه کمکها به کجا سرازيرشده وچه کسانی درمقابل مردم پاسخگو هستند؟بايددرهمه جااين نظام بدانديش رابه زيرکشيد وحکومت رابرحکومت گران دشوارنمود!

 باری نگذاريم بم فراموش شود!! ادامه دارد۰۰۰۰

|| 12:49 PM

Sunday, May 09, 2004

ازتحرکات اعتراضی وخيابانی کشاورزان چايکارسراسرگيلان، پشتيبانی همه جانبه نماييم!!


 حل بحران صنعت چای کشورتنهاباقطع مافيای چای، تقويت بنيه چايکاران وتشکل پذيری کارگران وکشاورزان چايکارسامان می پذيرد
۰
 اميرجواهری لنگرودی amir_l@hotmail.com
يادداشت نويسنده:

 اين روزها ازطريق مطبوعات، مقالات، مصاحبه ها، شبکه های اينترنيتی وراديوهای فارسی زبان، به دفعات اخبارمربوط به چای ودرگيريها چايکاران بامقامات دولتی ودستگيری هاراخوانده وشنيده ايم ازجمله اينکه:چايکاران خطه شمال باانتشاربيانيه ای، با هشدارخود ازپيش توجه مسئولين کشوررابه بحران صنعت چای جلب کردند۰دربيانيه چايکاران آمده است:«سال۱۳۸۳مقارن است باپنجمين وآخرين سال طرح آزمايشی آزاد سازی صنعت چای(طرح اصلاح ساختارچای کشور، مصوب سال ۱۳۷۹)، طرحی که قراربود نتيجه آن جلب رضايت وکسب درآمد بهتربرای کارخانه داران، رونق درآمدوسربلندی چايکاران وارتقاءسطح کيفی چای توليدداخل باشددرعمل برعکس شده است»دربيانيه آمده است:«بااجراءاين طرح کشاورزان چايکاربه روزی افتادندکه گروهی ازآنان چوب حراج به زندگی خود زدندوبه شهرهای صنعتی مهاجرت کردندوکارخانه داران مقروض ومديون گشتند وازکيفيت سابق چای نيزکاسته شد»درادامه بيانيه آمده است:«امروزکاربه جايی رسيده که بيش ازيکصد هزارکشاورزکه عمدتا چايکارند به اين نتيجه رسيدندکه شايد سرنوشت وآينده آنهابرای کسی اهميت نداردومسئولان دغدغه بقاءيافنای صنعت چای راندارندتاديرنشده شرايط رادريابيد!»(روزنامه کاروکارگر، ش۳۸۲۲، ۲۴فروردين ۸۳)درقبال هشداروبيانيه چايکاران، کارخانه داران نيزبه خود آمدندودرنامه ای به امضاء۶۰کارخانه دارچای استان به استاندارگيلان آمده است:«ماخواستاررفع مسئوليت وتکليف خودبه لحاظ معذورات هستيم۰چراکه باآغازاجراءطرح اصلاح ساختارچای کشورازسال ۷۹که مورد اشکال واعتراض کارخانه های چايسازی وتشکل ها قرارگرفت، تسهيلات اعتباری ازطريق بانکهابه اجباربه کارخانه هاپرداخت شده وبه هيچ يک ازموارداعتراضی درزمينه محاسبه سهم تعهدی دولت، بهره دير کرد، قيمت گذاری منطقی وعادلانه چای خشک توجهی نشده است۰»درادامه نامه آمده است:«درنتيجه کارخانه ها به دليل عدم توانايی دربالانس وضعيت تسهيلات دريافتی سالهای ۷۹تا۸۱باچای تحويلی وبانک عامل نيزطبق مقررات جاری برای وصول مطالبات به صدور اجراييه وتامين اموال وداراييهاومايملک صاحبان کارخانه ها اقدام کرده که مراحل اجرايی آن درحال انجام است۰»(همان ماخذ، روزنامه کاروکارگر)به فاصله کمی ازاين هشداردرخبرهاآمده است:چهارشنبه۹ارديبهشت۱۳۸۳چايکاران گيلانی برای اعتراض به سياست جديد دولت درقبال چايکاران، اتوبان کمربندی لاهيجان به لنگرودراازساعت ۹ صبح تاپاسی ازشب باريختن شن وتنه درخت وآتش زدن لاستيک مسدودنمودند، تا ارتباط دواستان گيلان ومازندران راقطع کنندوباگسست ارتباط دواستان مهم، خبررسانی رابادايره عمليات ی خويش شدت بخشند! دراين درگيری ازحضورخبرنگاران صداوسيمادرجمع خود جلوگيری کردند، چراکه همين فيلمبرداری وسيله شناسايی فعالين حرکت اعتراضی درنزد نيروهای امنيتی می گردد!حتی درخبرهابوده که اين مقاومت وممانعت ازفيلمبرداری منجربه به ضرب وشتم خبرنگاروشکستن دوربين آنهاشد!»ويا:«درتجمع شهرستان املش بيش از۲۰هزارنفرازچايکاران شرکت داشتند۰اين تجمع نيزبه درگيری ودستگيری انجاميدبه نوشته روزنامه های چاپ ايران تاکنون درجريان اين اعتراضات ۱۸تن ازچايکاران معترض دستگيرشده اند۰»(سايت پيک ايران،۶مه۲۰۰۴)به دنبال اعتراضات لاهيجان، لنگرود، املش وفومن آخرين خبرهای دريافتی حاکی است که کشاورزان منطقه وسيع رودسروروستای ديوشل وليلی کوه(لنگرود) نيزبه چايکاران معترض پيوستند۰درهمين زمينه گزارش تلفنی تاکيد مينمايد که کشاورزان چايکار ديوشل:«چون درخواست خودرابی پاسخ ديدند بناچار«تابوت حمل جنازه»مملوازبرگ سبزچای رابردوش گرفتند۰به رسم تشيع جنازه متوفی شعار«لااله الا الله»سردادندوجاده لنگرودبه لاهيجان درمنطقه«ديوشل»رامسدود نمودند»وادامه ميدهد:«حرکت مابا«تابوت پرازبرگ سبزچای»همه چيزراآشکارا بيان ميکند۰آنهاکه بايد بفهمند، آياخواهند فهميد؟»(سايت خبری اخبار روز، ۶مه ۲۰۰۴)، جداازاين، طبق اخبارموثق ماموران نيروی انتظامی وگاردويژه ضد شورش که ازمرکزاستان(رشت)برای سرکوبی به منطقه آمده اند، مردم رابشدت مورد ضرب وشتم قرارداده اندوتاحال مانع ازپيوستن جوانان شهربه اين حرکات اعتراضی شده اند۰»خبردريافتی تلفنی ديگری گواه اين است:حتی مامورين امنيتی به خانه های فعالين تحرکات اخيردرچندين محل ازجمله: ليالستان_اطاقور_مريدان_طالش محله_ديوشل وچندين نقطه املش نظير:(لات وليل_جورکاسر_ليلکسرا)حمله بردند۰هرچندازميزان دستگيری اين تهاجمات گسترده تاحال خبری نرسيده است وی تهاجم به مداخله فعال مردم همچنان ادامه دارد۰روزنامه هاازقول بهاءالدين ادب عضوکمسيون عمران مجلس شورای اسلامی مينويسند:«ميزان واردات کالای قاچاق چای درسال برابربابودجه کل کشوراست»(روزنامه کاروکارگر، ش۳۸۳۲، ص۴، ۷اردينهشت۸۳)بازمطبوعات ازنوشتن نامه۵تن ازنمايندگان شهرستانهای شمال کشورمجلس به محمد خاتمی واظهارنگرانی آنان ازورشکستگی صنعت چای وبحران اين صنعت واوضاع آشفته سراسرگيلان خبرمی دهند۰ازجمله ايرج نديمی نماينده لاهيجان طی نامه جداگانه ای به محمد خاتمی يادآورمی گردد:«مسئولين جهادسازندگی درخريدبرگ سبزچای بی توجهی می کنندواين بی توجهی موجب بيکارشدن نزديک به سيصد هزارنفرافراد شاغل دربخشهای مختلف توليد، صنعت وخدمات چای ازجمله کشاورزان، کارگران، کارخانه ها، حمل ونقل وغيره می گردد»ودرادامه اوبه خاتمی ودولت مردان هشدارمی دهدکه نمی توان اين مردم را به راحتی آرام کرد!!(روزنامه کاروکارگر، ش ۳۸۳۸، ۱۴ارديبهشت۸۳)

 همين حدازبه روزشدن مسائل مربوط به کشاورزان چايکارشمال برآنم داشت تادرمعرفی چای_نوشيدنی که بخش وسيعی ازمادرطی روزلااقل چندين باروبه گاه خستگی تن، سروکارمان به آن می افتد_ تا حدی بازشناسانمش وطی نوشتاری چندازپيشينه اين صنعت، چگونگی آورده شدن تخم چای به ايران، شرايط کاشت، پرداخت وبرداشت، توليد داخلی، مناطق کشت وکارخانجات چای، بورکراسی حاکم براين صنعت، وجود مافيای چای ونقش مخرب آنهادربحران آفرينی وورشکستگی توليدوسقوط بازارداخلی، هييت تحقيق وتفحص چای درمجلس ونقش خنثی آنها، بکارگيری طرح اصلاح ساختاری چای وچرايی شکست ورشکستگی اش، طرح جديد هيات دولت ودلايل مقابله چايکاران با طرح جديد، سرانجام موقعيت اين صنعت درجمهوری اسلامی ايران، نقش کشاورزان چايکاروچگونگی بکارگيری راهکارها وفائق آمدن نسبی آنان برمشکلات موجود، همه رادر_سلسه مقالاتی_چنددنبال کنيم
۰
 باشد که مورد داوری ومداقعه نظراهل فن قرارگيردودرتدقيق مطالب به نويسنده مقالات ياری رسانند!

 * * * * * * * * * * * * *

 شمای عمومی ازجغرافيای گيلان:

 سپيدياسفيدرودکه خروشان ازروی خط مرزی غرب وشرق گيلان می گذردتابربسترمادر، دريای خزرآرام گيرد۰همين رود، حدفاصل وجداکننده پاره ای ويژه گی های فرهنگی وگويش محلی مردمی که ازيک ريشه اندوتاحدی بامتغيرهای لهجه ای خودوخاصه برحاشيه مسائل اقتصادی_اجتماعی درحوزه کشت وکاروبرداشت بين گيلانيان دوسوی رود، گيلان رابه دوقسمت می کند۰بخش غربی ياگيلان غرب که شامل:

آستارا_انزلی_طوالش_رضوان شهر_هشتپر_اسالم_شفت_فومن_ماسال_صومعه سرا_رشت_رودبار_منجيل_کوچصفهان تاخود سپيد رودکه به آن گيلان باختری يابيه پسbeye-pas(پسا گيلان)می گويند۰هنوزهم درشرق گيلان، به گيلک های غرب گيلان که ناشناس باشند بيه پسی bepasiگويند يعنی(آن سوی آبی)، گيلک آن سوی سپيدرودوبخش شرقی ياگيلان شرق که شامل:

 آستانه اشرفيه_لاهيجان_سياهکل_لنگرود_کومله_املش_رودسر_کلاچای تامرزرامسررادربرمی گيرد که به آن گيلان خاوری يابيه پيش beye-pishگويند۰اضافه کنم شرق گيلان شامل دوبخش گيل درجلگه هاوديلم هاکه درکوههای ديلمستان زندگی می کنند۰گروهی ازکوهيها ييلاق وقشلاق می کنند وگروهی درآباديهاسکونت دايم دارند۰ازسويی به دامداران کوه نشين که درجنگلهاوکوه پايه ها ساکنند، گالش وبه کشاورزان کوهستانی کلايی گويند!استان گيلان يااستان شمالی برقسمتی ازارتفاعات شمالی ايران شامل:دامنه های شرقی تالش وجزيی ازدامنه های شمالی البرزاطلاق می شودکه نواری ساحلی با پهنايی متغير، آنها رادرارتباط بادريای خزرقرارمی دهد۰که جدايی آنرا ازاستان مازندران برای اهالی غيربومی تا حدی دشوارمی کنداين سرزمين يکی ازسرسبزترين وحاصلخيزترين استان های کشور است يا بزبانی بود!

 چای وورودبازرگانی اين صنعت به ايران: ادامه دارد
۰۰۰۰

|| 11:26 PM

Tuesday, May 04, 2004

كرم اينترنتي Sasser از بعد از ظهر پنج شنبه ۱۰ ارديبهشت رايانه هايي را كه با سيستم عاملهاي مايكروسافت كار مي كنند هدف حملات خود قرار داده است. اين كرم با خصوصيات شبيه Blaster از طريق ايميل منتشر نشده و هيچ نيازي به دخالت و اقدام كاربر جهت گسترش خود ندارد بلكه با پيدا كردن منافذ امنيتي ويندوز و ارسال فرمان به كامپيوتر قرباني آن را وادار به داونلود و اجراي فايل آلوده به ويروس مي نمايد. بدون آنكه كاربر كوچكترين آگاهي از اين عمل داشته باشد.

به گزارش بخش خبر سايت اخبار فن‌آوري اطلاعات ايران، از سايت ستاره سرخ (www.setarehsorkh.com)، شيوع كرم ياد شده در حالي انجام مي گردد كه متخصصين مايكروسافت در روزهاي گذشته هشدارهاي جدي درباره ظهور ويروس هاي جديد داده اند. نقطه ضعفي كه Sasser از آن براي نفوذ به سيستم قرباني استفاده مي نمايد تحت اصلاحيه MS-04-011 اعلام و فايل هاي مورد نياز جهت اصلاح اين نقص در انواع ويندوز ها از سوي مايكروسافت عرضه شده است.
گونه هايي از كرم مزبور كه تاكنون شناخته شده اند سيستم هايي را كه با ويندوز ۲۰۰۰ و XP و Server 2003 كار مي كنند مورد حمله قرار داده و با ويندوزهاي 98 و Me و NT كاري ندارند
لازم به ذكر است تا به حال دو نوع A و B از آن منتشر گرديده است.
ويروس ياد شده پس از شروع فعاليت فايل AVSERVE.EXE را در نوع A و فايل AVSERVE2.EXE را در نوع B خود در شاخه ويندوز و يك تعداد فايل در شاخه Windows/system و يا Windows/system32 كپي مي نمايدكه نام اين فايلها به صورت xxxxx_up.exe است كه xxxxx يك عدد ۵ رقمي تصادفي مي باشد.
همچنين اين ويروس تغييراتي نيز در رجيستري قرباني اجرا مي نمايد و فايل LSASS.EXE ﴿كه از اجزاي اصلي ويندوز است﴾ را crash نموده باعث نمايش پيغام خطايي درباره L‌SA Shell مي شود. بعضا سيستم به خودي خود shut down يا restart مي شود. كاربران از اين اخطار به عنوان اخطار Don't Send ياد مي كنند.
پنجره اي كه توسط اين اخطار ظاهر مي گردد به صورت زير مي باشد.


Remover ارائه شده توسط Symantec :
Norton جهت چك كردن سيستمها و پاكسازي آنها برنامه زير را معرفي نموده است. آن را داونلود و سيستم خود را با اجراي آن چك نماييد. توجه نماييد اين عمل به تنهايي كافي نبوده و شما حتماً به اصلاحيه هاي مايكروسافت نياز داريد.

http://securityresponse.symantec.com/avcenter/FxSasser.exe

روش پاكسازي به صورت دستي : ۱- اينترنت را قطع نموده با كليك راست بر روي My Computer و انتخاب properties در بالاي صفحه System Restore را انتخاب و گزينه Turn Off System Restore را تيك زده سپس OK نماييد.

۲- كامپيوتر را Reboot نموده آن را در حالت Safe Mode راه اندازي نماييد.پس از آن كليد هاي Ctrl+Alt+Delete را بگيريد در پنجره باز شده گزينه Task Manager را انتخاب و در بالاي صفحه وارد بخش Properties شويد. سرويس هاي AVSERVE.EXE و AVSERVE2.EXE و xxxxx_up.exe را انتخاب و در مورد هر كدام جداگانه كليد End Process را بزنيد.

۳-فايل هاي زير را توسط كليدهاي Shift+Del براي هميشه از سيستم خود پاك نماييد:
< p dir="ltr">
c:windowsavserve.exe
c:windowsavserve2.exe
c:windowssystemxxxxx_up.exe
c:windowssystem32xxxxx_up.exe

4- گزينه Run را با كليك كردن بر روي Start ويندوز انتخاب و دستور RegEdit را تايپ كرده و OK كنيد.در شاخهHKEY_LOCAL_MACHINESOFTWAREMicrosoftWindowsCurrentVersionRun
كليد های "avserve.exe"="%Windir%avserve.exe" و "avserve2.exe"="%Windir%avserve2.exe"
را Delete نماييد.
۵- اكنون به اينترنت وصل شده Patch هاي مربوطه را داونلود و آن را Setup نماييد:


اصلاحيه هاي مايكروسافت :
بسته به نوع ويندوزتان چه به SASSER آلوده شده باشيد و چه از حمله آن در امان مانده باشيد بايد هر چه سريعتر اقدام به داونلود Patch هاي زير نموده و آنها را بر روي كامپوتر خود اجرا نماييد.
Windows XP : http://download.microsoft.com/download/6/1/5/615a50e9-a508-4d67-b53c-3a43455761bf/WindowsXP-KB835732-x86-ENU.EXE

Windows 2000 : http://download.microsoft.com/download/f/a/a/faa796aa-399d-437a-9284-c3536e9f2e6e/Windows2000-KB835732-x86-ENU.EXE
همچنين همين امروز مايكروسافت براي كليه نسخه هاي ويندوز اقدام به ارائه يك اصلاحيه تحت عنوان Sasser Removal Tools نمود كه نحوه عمل آن اصلا شبيه يك Remover نيست. ولي به هر حال داونلود و اجراي آن نيز واجب است.

http://download.microsoft.com/download/1/e/b/1eba8a6e-a22a-431f-9df4-a0cd2873e3c5/Windows-KB841720-ENU.exe

|| 4:38 AM

جبهه متحد دانشجويي /
اطلاعيه خبري14/2/1383

حجت بختياري، پيمان پيران و امير عباس فخرآور به زندان اوين منتقل شدند
صبح امروز، حجت بختياري، پيمان پيران و امير عباس فخرآور، سه تن از زندانيان دانشجويي از زندان قصر به اندرزگاه شماره 8 زندان اوين منتقل شدند.
اين انتقال در پي تخليه زندان قصر و انتقال زندانيان آن به زندانهاي ديگري در اطراف تهران صورت پذيرفته است.
ماه گذشته نيز دکتر فرزاد حميدي، عضو مرکزي جبهه دمکراتيک ايران از زندان قصر به زندان اوين منتقل شده بود.
جالب است بدانيد که براي حجت بختياري، پيمان پيران و امير عباس فخرآور جمعا 23 سال حبس از سوي شعبه 26 دادگاه انقلاب صادر شده است.

شرط طبرزدي براي حضور در دادگاه
حشمت الله طبرزدي، دبير کل جبهه دمکراتيک ايران شرط حضور خود در دادگاه 26 ارديبهشت ماه را برگزاري يک دادگاه کاملا علني، با حضور وکيل مدافع و هيئت منصفه مردمي و خبرنگاران رسانه هاي داخلي و خارجي اعلام کرده است.
ايشان در تيرماه سال گذشته، قبل از برگزاري تظاهرات اعتراضي سالگرد 18 تيرماه توسط شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامي تهران که رياست آن را قاضي حداد بر عهده دارد جلب شد و تاکنون نيز در بند کارگري زندان اوين در بازداشت موقت بسر مي برد.
حشمت الله طبرزدي تاکنون مجموعا بيش از 2 سال در سلول هاي انفرادي بازداشتگاههاي مختلفي از جمله 325 سپاه، 59 سپاه، 209 وزارت اطلاعات، 240 اوين و... نگهداري شده است.

زنده باد آزادي

برقرار باد دمکراسي

گسسته باد زنجير استبداد
USF@KianooshSanjari.com

|| 4:24 AM

:: آرشيو ::



پیوندها
تبجا
تریفه
شبح
مهاباد
زيتون
دیدگاه
بروسکه
مهدیس
صدای ما
اخبار روز
خسن آقا
پيک ايران
نشر بيدار
رادبو فردا
روشنگرى
خاکستری
لینکستون
سیپریسک
سینما متن
آشپزباشی
گزارشگران
من و پالتاک
رادیو برابری
وبلاگ لنگرود
شهسوار تنها
رادیوآوای آشنا
شادی شاعرانه
رادیو همبستگی
رادیو بی بی سی
آلبوم عکسهای زيبا
رادیو صدای کارگران
وبلاگهای دانشجویان
وبلاگ نوام چامسکی
کتابهای رایگان فارسی
لیست وبلاگهای فارسی
وبلاگ های فعال در اکسیر

ليست وبلاگهای به روز شده

powered by blogger